چقدر دلمان براي خودمان ميسوزد وقتي مي فهميم كه او از اولش هم با همه همينطوري بود .....وما فقط داشتيم سر خودمان را گول مي ماليديم كه نه ، فقط با ما اينچنين بود!!! روزگار غريبي است .... روزگار حيرت انگيز و پر رمز و رازي شده با اين ترافيك خيابان شريعتي من نميدانم در اين روزگار مترو كشيدن و سوراخ كردن زمين عادتي شده براي نشان دادن عادي بودن زندگي... انقدر اين زمين آرام و بي صدا را سوراخ نكنيد ممكن است روزي طاغتش تمام شود .... آن وقت بد خواهيم ديد ...