عاشق شدم.......

 

تعجب ميكنيد..................؟

 

به همين سادگي..................

 

بدون دوز و كلك.......................!!!!!

 

بي چك و چونه........

 

به راحتي آب خوردن.......

 

بدون اينكه حتي خودش بدونه....(منظورم طرفه)

 

مي خواين براتون تعريف كنم چطوري؟

 

خوب همه دست به سينه ساكت بشينين تا براتون تعريف كنم

 

گوشي هاتونم سعي كنين خاموش كنيد ، چون خودتون بهتر ميدونيد

 

تمركزم و ممكنه از دست بدم.

 

همين طوريشم دست و دلم ميلرزه.

 

خوب يه روز كه داشتيم با صاحبم كه تازه منو خريده ميرفتيم گردش

 

اين اتفاق افتاد ، آخه صاحبم هميشه بعداز ظهراي جمعه نميتونه

 

تو خونه بشينه ، دوست داره بره دختر بازيو از اين ماجراها كه

 

خودتون بهتر ميدونيد.

 

طبق عادت هميشش ساعت به 5 نرسيده بود كه منو بلند كرد با

 

خودش برد خيابون.

 

صاحبم زياد خوب رانندگي نميكنه...

 

يا خيلي تند ميره

 

يا خيلي يواش

 

البته وقتي يواش ميره كه يكي رو تو پياده رويي

 

كنار خيابوني رصد (رسد ، رثد ،....نميدونم با كدوم سين درسته)

 

كرده باشه .

 

همين طور در حال چرخيدن و پيچ زدن بوديم كه يهو محكم

 

يه چيزي خورد تو صورتم ، فكر كنم يكي محكم ماچم كرد.....

 

ولي انقدر محكم منو ماچ كرده بود كه خردو خاك شير شدم.

 

يه ترك بزرگ رو صورتم افتاد .

 

وقتي چشامو باز كردم ديدم اونم از ضربه ي ماچ ترك خورده....

 

آخي خيلي دلم سوخت براش .....

 

شروع كرد به گريه ......

 

گفتم گريه نكن.......

 

ميدونم منو تو بهم محرم نيستيم.....

 

اما خوب از روي قصدو قرض (قرذ ،‌ قرز ، غرز ، غرذ ، غرض)

 

كه همديگر و اونم انقدر محكم كه ماچ نكرديم ....

 

هر چي من ميگفتم عيب نداره .....

 

گريه اش بلند تر ميشد ......

 

گفتم عزيز دلم بر فرض كه از قصدم بوده ....

 

حالا مگه چي شده......

 

بازم گريه ميكرد........

 

خيلي دلم به حالش سوخت .....

 

توي اين هاگير و واگيرم كه صاحبامون افتاده بودن

 

به جون هم و همديگر و با چك و لقد (لغد ) ميزدن....

 

منم اين وسط وايساده بودم ......

 

منت اينو ميكشيدم......

 

يهو وسط گريه شروع كرد حرف زدن .....

 

گفت چند روز پيش اين اتفاق براي خواهرم افتاد....

 

يكي محكم خورد بهش و از ضربي كه بهش خورده بود

 

طاغت (طاقت ، طاقط، تاقت، تاقط) نيوردو شيكست

 

و بعدشم مرد.....

 

گفتم آخي خدا بيامرزدش

 

ايشون هم مثل شما انقدر با كمالات و زيبا بودن..؟

 

با ناز و عشوه گفت بله......

 

خيلي ناراحت شدم ......

 

با اينكه خيلي صورش خاكي و كثيف و كهنه بود

 

ولي جذابيتي در وراي اون نهفته بود كه فقط من ديدمش

 

لحظه به لحظه احساساتم بيشتر درگير ميشد.....

 

سنگينيه نگاهمو حس كرد سرشو انداخت پايين......

 

چقدر محجوب و با حيا بود .....

 

آخي ، دلم براش ضعف كرد ، دلم لرزيد.....

 

احساسي كه تا به حال تجربه اش نكرده بودم....

 

اصلا نميدونستم اسم اين حس چيه؟

 

يه جور حسي كه دوست داشتم زمان همون لحظه

 

وايسه و من و اون تا آخر عمر بشينيم بهم زل برنيم

 

من نگاش كنم اون من و نگاه كنه.....

 

من اون و نگاه كنم اون منو نگاه كنه....

 

اون منو نگاه كنه من اونو نگاه كنم...

 

همين طوري فقط هي همديگرو نگاه كنيم....

 

اي خدا يعني ميشه......

 

توي اين فكر ها بودم واينكه به اين حس عجيب چي ميگن

 

 

كه يهويي با سرعت از كنارم رد شد.....

 

نفسم از سينه ام كنده شد .....

 

يه لحظه فكر كردم خواب ديدم.....

 

ولي من اونجا بودم و يه حس عجيب تو دلم

 

اي كاش اسمشو ميدونستم.....

 

چند روزي گذشت از اون روز....

 

و من فقط فهميدم كه اوني كه من عاشقش شدم

 

صاحبش يه راننده تاكسيه كه وضع درست و حسابي هم نداره

 

و يه عالمه هم خسارت گرفته بابت صورت زخمي شده ي

 

عزيز دلم......

 

البته اميدوارم يه تعمير گاه درست و حسابي ببرنش

 

تا خوب ، خوب بشه.....

 

خيلي دلم ميخواد فقط يه بار ديگه ببينمش

 

اگه شما ديدينش سلام منو بهش برسونيد

 

بگيد خيلي دوستش دارم

 

خصوصياتشم اينه

 

آينه بغله يه پيكان تاكسيه نارنجي مدل 65

 

ميدونم از من خيلي بزرگتره ولي خيلي دوستش دارم....

 

 

 

 

 

 

 

 

امضا : آينه بغل تويوتا كمري مدل 200۸