آبکشی پر از عشق که یک روز صبح زود دمر شد...!
دختر چادرش را زده بود بالا و نشسته بود لب حوض خانه شان...
با انگشت اشاره اش روی اب دایره میکشید...
پسر هم نشسته بود آن ور حوض درست رو به روی دختر...
تا آمد رد ماهی دُم کنده ای را بگیرد ...
رسید به چشمان دختر...
با هم ازدواج کردند...
سال ها بعد مرد با شلیک گلوله از پا افتاد...
دختر آرزو کرد کاش آن روز حوض خانه شان خالی بود...!
* : مرد در تظاهرات خیابانی به سال ۱۳۸۸ هجری خورشیدی برای اصلاح وضعیت موجود
جان داده بود...یادش گرامی و روحش شاد...
*
پی . اس : سال ۸۸ هم به خاطره ها پیوست با تمام روزهای تلخ وشیرینش...
اتفاقات سیاسی اش را اگر فاکتور بگیریم برای من سال خوبی بود...
اجرای" ادیپ " با تمام روزهای تلخ و شیرینش یکی از مهم ترین اتفاقات سال ۸۸ بود...
پی . اس . اس : سال ببر و به همه ببری ها من جمله خودم تبریک میگم...
در وصف ببری ها همین قدر که خیلی گلن...خیلی با حالن...فقط یه کم خل ان...
دور از جون شما...!
پی . اس . ا س . اس : ۸۹ خواهشا خوب بگذر...
باشه...؟!