و شب بود و باران می بارید...از ان باران هایی که نام هندی میگذاریم رویش...

از همان هایی که اگر پنج دقیقه زیرش میماندی لباس هایت را خیس خیس میکرد...

حالا خیس شدن فدای سرت این بوی نمی که از لباس و شلوار و کیفت بلند میشود

یک طرف دیگر ...مخصوصا اگر شلوار جین هم پایت باشد که دیگر نور علا نور است...

و علا ء الدین پسر ی بود که روزی قوری طلایی پیدا کرد و موقع تمیز کردنش یک غول

یک متر و هفتاد و پنج سانتی بر او ظاهر شد و گفت هر چه می خواهی آرزو کن..

بشر است دیگر و همانطور که الیس هم در سلسه مراتب خودشکوفایی از آن سخن

گفته همان برآورده کردن نیازهای فیزیولوژیکی است که همانا میشود : مسکن ُ آب ُ

غذا ُ نیازهای جنسیتی...و پله پله این ها باید برطرف شود تا تو پا به پله ی دوم بگذاری که نیاز به

محبت و دوست داشتن و دوست داشته شدن است ...و ما توی دانشگاه بحث کردیم و

بحث کردیم و دیدم در ایران هیچ کسی به خودشکوفایی نمیرسد...

چون خیلی ها هنوز توی پله ی اول از هفت پله یا شش پله ٬ پله ها به خاطرم نمیماند خوب...!

دست خودم نیست...

و ما به این نتیجه رسیدیم که در ایران همه در پله ی اول ایستاده اند..... کسانی هم که به پله های

بعدی رسیده اند در جهت خودشکوفایی از آن استفاده نکرده اند و منابع خدادادی و غیر

خدادادی خودشان را در جهت های نامطلوب به باد فناد داده اند...

و امشب اخبار گفت آی کسانی که پولتان از پارویتان بالا میرود توی طرح آماری خانوار شرکت نکنید

تا پول بین کسانی که پولشان کمتر است تقسیم شود...

و این اگر خود توهین نیست...عین توهین است...

و ما روزی روزگاری رفتیم تا با دل خوش برای خود رئیس جمهوری بیابیم...

رئیس جمهوری که پا در کفش چیزهایی که نمیداند و اندازه اش نیست نکند...

همان حکومت فرد به جای سیستم دارد دو دستی این ملت را بر باد فنا میدهد...

و سالها از این روزها گذشت ....

و خارجیان فیلمی ساختند در باب رئیس جمهوری که دل میخواست جای رابین هود باشد...

و ایرانیان باز به تیریش قبایشان برخورد و گفتند کی بود کی نبود...؟!

غلط اضافه کرده هرکی گفته خلیج عربیه...خلیج همیشگی و سربلند فارس..

و در همین هاگیر و واگیر خلیج ما ست بده...ول کن..دهه..عرب ملخ خور بی شرف...

حیا نداری شورت نمی پوشی...اونوقت خلیج ما رو دو دستی بغل زدی داری می بری...

و درست در همین حین مجسمه ی بعضی از ادیبان و دانشمندان که زیاد چشمگیر نبود یکی یکی

به سرقت میرفت و خوب چون ایران بود ...

خلیج فارس خیلی مهم تر از پرفسور حسابی و خیام و گلشیری بود...!

ایضا مولانا...

و چرا راه دور٬ یکیش هم خود من...!