عروسکخانه
من از دیار عروسک ها می آیم از زیر سایه های درختان کاغذی...!
شاهکارهای خداوند در حمام به روی هم می گوزند...!
برداشت کاملا آزاد...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:25 توسط سمیه |
بنویس...
تا میتوانی بنویس...
آنقدر بنویس تا انگشتانت بشکند...!
"آنتوان چخوف"
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
آرشيو
پیوندها
خانه ی سبز
سنجاقك يك روزه
" کودکی در پوست خرس "
نت فالش
"مترسک"
عقاید یک دلقک
اینم من
حس ناب نامتعارف
چمدان آجری
مداد نوکی
مارگون
جايي براي شستن رخت ها
دختر اردیـــبـــهـــشـــت
پرنده مهاجر
سكوت
زمزمه های عاشقانه
رقص سرد
ارشیدا
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ...
آس و پاس ها
Downpour
عندلیب شیدا
شمع
عیش و نیستی
گیلاس آبی
می توانیم...!
وســـــــعـــــــت زندگیــــــــــی
اين من ! خالي كنيد تير
شيطون بلا...!
پلك نيمه باز
BLOGFA.COM