گربه ها از سر دیوار ها می پرند...

و این یعنی یعنی آغاز سر خوشی...

ــــــــــــــــــــــــ

گفته بودند تنهایی را خوش است...

اما تا به حال انقدر احساس تنهایی یک جا نکرده بودم...

با این حال شایان ذکر است که تا می توانید به تنهایی دوستانتان احترام گذاشته

مانع رنجششان شوید...

ـــــــــــــــــــــــ

آدم ها دو دسته اند :

۱) آنهایی که هنوز کشف نشده اند..

۲) آنهایی که به زور خودشان را مخفی می کنند..تا مبادا کشف شوند...

۳ ) آنهایی که بستنی دوست دارند...

تعریف گروه دسته ی اول :

از انجا که هنوز کشف نشده اند تحقیقات بر سر این موجودات فضایی همچنان ادامه دارد..

تعریف گروه دسته ی دوم :

آدم هایی هستن به شدت یبس...بی خود...مزخرف...عوضی...از خود راضی...

اکثرا دوست دارند کارهای خودشان را زیر میز انجام دهند...

صبح ها جوراب هایشان را گم می کنند...عادت های عجیب و غریبی دارند مثل در خواب راه رفتن..

خوردن آبلیمو با ماست...سرکه با ماست...آبغوره با ماست...

تعریف گروه سوم :

این آدم ها فقط بستنی دوست دارند...و به دلایل امنیتی از ادامه ی توضیح بیشتر خودداری می شود..

پاورقی اش را در سفرنامه ی دهخدا بخوانید خالی از لطف نیست...

ــــــــــــــــــــــــــــ

به دلیل برگزاری جام جهانی دوباره می زنیم تو خط می نی مال و این صحبت ها..

بماند که افکار شخص شخیص بنده به شدت اگزجره(اگضجره ـاگظجره) می باشد...

ولی برای رفاه حال هموطنان ...تلفن بانک صادرات خدمتی نوین برای پرداخت قبض مالیات و

عوارض شهرداری در اسرع وقت می باشد...

از ما گفتن بود...حالا یه لنگه پا از صبح ساعت ۸ برو تو بانک نوبت بگیر که ساعت ۱۰ نوبتت بشه..

چون رییس بانک و کردن یه زن...و عملا بانک و به گه کشیده بود...عوضی...!

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

یه چیزی می خواستم بنویسم یادم رفت....!

تقصیره رییس بانکه شد....

 

ـــــــــــــــــــــــــــ

سوختگی با بخار آب بدترین نوع سوختگی است ...

با ضرب آهنگ ای دوست تا می توانی دلی به دست آر...دل شکستن هنر نیست..

ـــــــــــ

تا به حال در گرمای ۴۰ درجه پشت زنی که نوزادش را در اغوش فشرده...

و نوزاد به شدت بوی شیر ترشیده مید هد دویده ای...؟

ـــــــــــــــ

چیزی در گلویم...سینه ام...مجاری تنفسی ام گیر گرده...

اگر اول بهار بود ربطش می دادم به گرده و خاک و خل....

اما نه اوایل بهار است نه خاک و خل...؟

پس این حتما باید صدای اعتراضی باشد که در قنداق کودکی شش ماهه جا مانده...

و بویش را همه حس می کنند حتی گربه های شهر...

ــــــــــــــــ

خیابان سمیه : خیابانی طویل و یک طرفه که معلوم نیست از کجا شروع شده و تا

زیر پل حافظ امتداد می  یابد....

کلا خیابان مزخرفی است...مزخرف..مزخرف..مزخرف...

ـــــــــــــــــــــ

و اگر رنگ نبود...

من شک می کردم...

به کل عالم وجود....

ــــــــــــــــــ

ـ هوا دم داره...

ـ پنجره رو باز کن...

-اینجا پنجره نداره...

ـ در و باز کن...

ـ اینجا درم نداره....

ـ اینجا کجاست که هیچی نداره...

ـ اینجا یه ذهن آکبنده....

ـ اوه...باید حدس میزدم...

ــــــــــــــــــــــــــــــ

چرا این متن تمام نمی شود...؟!