بزرگ شدن یعنی چی؟

تا حالا شده این سئوال و از خودتون بپرسین...

منم اگه یکی از دوستام 3 روز پیش بهم نگفته بود چقدر بزرگ شدی

شاید منم

هیچ وقت به این مسئله فکر نمی کردم ، که جدا بزرگ شدن یعنی

چی...

چرا بعضی وقت ها به یه بچه ی کوچیک می گن بزرگ و به یه آدم گنده

 می گن

بچه!؟

 

کلا بچگی رو تا درست معنی نکنیم نمی تونیم معنای بزرگ شدن رو

هم بفهمیم.

در جامعه ی مابه کسی بچه میگن که زیاد شلوغ می کنه از دیوار

راست بالا می ره

همیشه راست میگه ، توی رستوران لیوان نوشابه اش همیشه رو

لباسش بر گشته ،

همیشه سرش داد کشیده میشه ، گاهی اوقات مورد ضرب و شتم قرار

 میگیره ،

همیشه دوست داره

بازی کنه اونم با وسایل شکستنی خونه ی مردم ، عاشق شکلاته ،

چشماش

درشته و همیشه هم از

شور و شوق و شیطنت برق میزنه ، بلد نیست درست حرف بزنه ،

وقتی هم میخواد

حرف بزنه

خیلی بلند حرف میزنه ، و یکی از بهترین خصوصیتش اینکه در زمان حال

 زندگی میکنه.

با این تعریف دست و پا شکسته درباره ی بچه میریم تا تعریف کنیم

معنای بزرگ شدن رو

نمی تونم معنای دقیقی از بزرگ شدن رو بگم ولی با یه مثال خدمتتون

عرض میکنم.

دوست من 3 روز پیش بهم گفت چقدر بزرگ شدی در حالی که به نظر

خودم من مثل

همیشه بودم

با این تفاوت که اون روز با بقیه ی روز ها یه کم فرق میکرد فرقشم در

این بود که

اولا : من دیشبش فقط یک ساعت خوابیده بودم

دوما: چون اون روز کلاس داشتم مجبور بودم زود از خواب پاشم و این در

حالی بود که تا

داشت خوابم میبرد ساعتم زنگ خورد.

سوما : نمیدونم چرا همیشه دیر میرسم سر کوچه

 

چهارما : چون دیر رسیده بودم و قیافه ام هم خیلی مضطرب بود هیچ

تاکسی من و

سوار نکرد

 

در نتیجه یه 10 دقیقه منتظر تاکسی شدم که باعث شد حرص بخورم

 

پنجما : چون دیرم شده بود ترافیک شد

 

ششما :استادمون اون روز حال نداشت آخه اون خیلی بزرگه....

 

هفتما : چون خیلی بزرگ بود سرم داد کشید

 

هشتما : من خیلی خسته و کوفته بودم

 

و توی این هاگیر واگیر دوستم اومد جلو به من گفت چقدر امروز بزرگ و خانم شدی

 

و از این موارد بالا تنها یک نتیجه می توان گرفت و آن این که آدم ها وقتی

 

خسته می شوند بزرگ می شوند و هر چه خسته تر شوند بزرگ تر به نظر می آیند    

و من برایتان آرزو میکنم که هیچ وقت خسته نشوید .

 

با این تفاسیر بگویید آیا بزرگید یاکوچک صادقانه جواب دهید خواهشا.