مردگان زر خرید ...
قلب های شیشه ای روی جوراب های دخترک گزارش نویس افتاده بود ...
مدام می تپید ...من فریاد می زدم افق های گسترده را ننوشتی...
بنویس افق های گسترده...
افق های گسترده...
کمر درد شدید...از قوزک پا تا زیر دندان آسیا...
دخترک گزارش نویس می نوشت و قلبها ی روی جورابش هم می تپید...
زنیکه ی گه.
دستانم را در حلقه ی کیفش انداختم تا بکشمش طرف خودم...
....
دخترک گزارش نویس افق های گسترده را از قلم
جا انداخته بود و زن همچنان
فک می زد ...
باران شروع به باریدن گرفته بود توی سالن اصلی تئاتر شهر...
نه بند می آمد نه دستمالی بود برای گرفتن آب دماغ...
آدم های به ظاهر دوست تحمل ندارند زیر باران بمانند می روند من تنها می مانم
با یک اجرای با مزه...
آدمی نیستم که برای دیدن یک اجرا زور بزنم و بعد نیمه کاره رهایش کنم...
هر چیزی حرمتی دارد...
به احترام بازیگران حتی اگر خارجی باشند حتی اگر کار خیلی بد باشد باید نشست...
بازیگرها به شدت روی خالی شدن صندلی ها حساس اند....
کلا آدم های حساسی هستند بازیگرها...
و باران بند آمده بود و خورشید می تابید بر منی که خیلی وقت ها یادم می رود
با آدم ها مثل خودشان رفتار کنم...
من ترجیح می دهم خوم باشم شبیه همان عروسک سیاه مبارک..
که بلد است حرف هایش را به شوخی و خنده بزند...
زنیکه ی گه.
اوه...
خالی شدم...
وبلاگ نویسی چرت ترین کار روی زمین است ...
اما فعلا لازم است برای بزرگ شدن جلوی آدم های کوچک سکوت کرد تا عقده های
ناشی از تعارضات و تاول های حسی به بلوغ نرسیده ی شان را سرت خالی کنند...
و تو را در خط زدن یک سری از آدم ها از لیست نه چندان بلند دوستانت مصمم تر..
دو نفر از این لیست خط خوردند...
چه بهتر ...
دورو بر آدم کمی خلوت تر باشد راحت تر می تواند برای آینده تصمیم بگیرد...
زنیکه گه.
ما میرویم در این شب خنک مردگان زر خرید (رعایای مرده) نوشته ی نیکولای
گوگول
را بخوانیم البته ترجمه ی فریدن مجلسی اش را...
تا صفحه ی ۹۵ که خواندیم خوشمان آمد...
و کلا اینکه نویسنده گاهی اوقات در مورد شخصیت ها نظر میداد...
واین به نظرم عالی بود....
کلا شیوه ی جالبی بود...
کتاب بخونید...
و سعی کنید از کتابایی که می خونید درس بگیرید......
..........
این اولین و آخرین باری بود که می دیدمت...
حیف شد دوست خوبی را از دست دادی ننه دلاور...
زنیکه گه.
....................
!
.........................
همه ی آدم های دورو برتون رو دوست داشته باشین ولی توقع نداشته باشین
اونها هم شما رو همونقدر که شما دوسشون دارین دوستون داشته باشن...
زنیکه ی گه.