چطور خودمون و با هم دوست می دونیم

در حالیکه بهم دیگه نمی تونیم بگیم لای دندونت سبزی گیر کرده..

یا تو دماغت آشغاله...؟

بیایم یه کم با هم دیگه مهربون تر باشیم...

آره..

لای دندونت گوجه ی ساندویچ دیشب جا خشک کرده..

خوب مسواک بزن شبا..

نمی میری...!

***************************

تنهاییم ...

حرف جدیدی نیست...

تنهایی...

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

واقعا ثابت کردن بیضی بودن مداری که زمین حول ان می چرخد

به مردن می ارزد...؟

اگر از من بپرسید به ثابت کردن ذوذنقه بودن تنهایی

روح هم می ارزد ...

حالا بیضی بودن مدار زمین که جای خودش...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

باور کنید ..

شکل تنهایی روحمان ذوذنقه است..

گاهی اوقات متوازی الاضلاعی است بی قاعده...

که به دست آوردن محیطش کار هر کسی نیست..

گاهی وقت ها هم لوزی است...

گاهی وقت ها هم مثلث متساوی الاساقین..

ساق هایش با هم برابر می شود ولی برادر نه..

یعنی با اینکه طول هر ساق از هر راس به راس دیگر ثابت است...

اما شبیه نیست..

اگر هم شبیه باشد برای آن دسته از آدم هایی است که به همه

چیز یه جور نگاه می کنند...

از آن آدم هایی که طعم خورشت قورمه سبزی با فسنجان برایشان فرقی نمی کند..

پیتزا را به همبرگرذغالی ترجیح می دهند..

و کلا آدم هایی که احساساتشان را در یک مربع کوچک به دام انداخته اند

بدون آنکه خودشان متوجه شده باشند...

احتمالا شب ها یادشان می رود چراغ اطاقشان را خاموش کنند..

شب ها از یک بالش برای خواب استفاده می کنند...یادشان می رود عینکشان را از

چشم هایشان بر دارند...

کلا روحشان هر لحظه در حال خفگی به سر می برد...

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

نور افتاب درست از پشت پنجره افتاده بود روی آخرین

قابلمه ی روحی که روی ظرف های دیگر گذاشته بودم..

باز تاب نورش هم افتده بود روی لیوانی که برای خودم تویش

چای ریخته بودم...

و از لیوان چای تا شیشه ی عینکم هم راهی نبود...

جای لیوان را عوض کردم حالا نورش افتاده بود روی دیوار..

روی سر پروانه ای که چند شبی مهمان ماست...

پروانه خواب بود...

مادر خانه نبود..

این سومین روزی است که مادر خانه نیست..

و سطل آشغال خانه همین طور خالی مانده...!

من تنهام

و این تقصیر هیچ کسی نیست..!