پنگوئن ها ... قسمت اول
صبح خیلی زود
خیلی خیلی زود..
پدر تبدیل به یک پنگوئن شد...
من و مادر هنوز انسان بودیم ولی تا شب مادر هم شبیه یک گربه شده بود...
من هنوز انسان بودم...
اما ساعت سه ی نصفه شب من تبدیل به یک فیل شده بودم که گوش هایش
روی چشم هایش را می پوشاند...
قرار شده بود ما را تحویل یک باغ وحش بدهند...
من و مادر و پدر تصمیم گرفتیم برای اینکه با هم باشیم
فرار کنیم...
اما نیروهای حفاظت از محیط زیست ول کن ماجرا نبودند...
حال به نظر شما این داستان می تواند ادامه پیدا کند...؟!
((((((((((((((((((((((((((((
غذا رو بذارین روی گاز تا داغ بشه..
بعد موقع خوردنش فوتش کنید تا سرد بشه...
و گرنه دهنتون می سوزه..
و اگر دهنتون بسوزه خوب باید زنگ بزنین همون جایی که می دونین...
۱۲۵
<<<<<<<<<<
سئوال فلسفی :
چرا ما غذار را داغ می کنیم...
وقتی می خواهیم دوباره فوتش کنیم تا سرد بشه...؟
جواب های پیشنهادی :
۱) ما انسانیم چون...
۲) ما آناناسیم چون..
۳) ما آنا فرویدیم چون...
۴)ما ....اینیم چون...
******************
چرا وقتی یه دوربین می خواد تصویری رو از یه دری که به داخل خونه باز می شه
رو بگیره..
اول به چپ و بعد به راست حرکت می کنه...؟!
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
جواب های پیشنهادی :
۱)چپ چیزاش جالب تره
۲)راست چیزاش ناجالب تره
۳)کلا این یه قانون عمومیه..
۴)چپ دستی با هوش ابطه ی مستقیم نداره
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
هیچ چیز زا دیگر نمی توان توجیح کرد...
صندلی های چهار پایه...
میزهای گرد و مستطیلی سه پایه..
تخت های چهار پایه...
بالش های بی پر و با پر..
ماشین های چهار چرخه..
دو چرخه های سه چرخه...
پرنده های بی دانه..
پرنده های با دانه...
کلاغ های با لانه ..
کلاغ های بی لانه...
اوخ...
شکستن ناخن های کوتاه هم جز لیست امور غیر مترقبه و بی پایه..
××××××××××××
سئوال فلسفی آخر :
چرا من پنگوئن نشدم...؟!