آدم ٬ آدم است...

حیوان ٬ جیوان است...

و همه چیز کاملا معلوم است...

من

خوب

نیستم.

و تو از همه بهتر میدانی چرا...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رها شدن از دستان کسی که می توانست باشد....

شیونی برای تنهایی زرد شده...

تا به حال شده برای کسی که نمی شناسی اش و اصلا نیامده رفته باشد

گریه کنی..

دلتنگ شوی..؟

حال من...

لحظه ای پیش...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فیس بوک...

حالت تهوع...

دغدغه های کوچک بعد از نخوردن لایک...

ما مریضیم یا آنها که ساختندش...؟

کدامیک...

چیزی که مبرهن است بیماری ما بعد از دست یابی به این تکنولوژی ست...

حق دارند خارجی ها نمیگذارند فعالیت غنی سازی کنیم..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو ر کسی که میخواهی باش..

من تو را دوست دارم...

آنقدر زیاد که از برخورد دستانت با دستانم وحشتم میگیرد...

من از تو می ترسم...

چون تا به حال کسی را اینچنین خالصانه نیافته بودم...

همه چیز از دور قشنگ است و من حال سقط جنین دیگری را ندارم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میخواهی برایت فال حافظ بگیرم..؟

باور کن تمام فال حافظ ها به نفع تو می آید ...

تو به آرزوهایت میرسی..

تو خوشبخت میشوی..

تو ژولدار می شوی...

تو ازدواج می کنی...

تو ...

تو...

حق دارم این روزها با حافظ قهر باشم...؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رنگ...

مهربانی..

مقدس...

زیبا...

پرستو...

ساحل....

ـــــــــــــــــــــــــــــ

پرستوی مقدس و زیبا کنار ساحل رنگ گرفت....

نوشتن یعنی همین ...

کنار هم چیدن کلمات...

بچین مرا...

مرا آنچنان بچین که دوست میداری...

همانگونه که در خواب هایت می آیم...

همانطور...

همانطور با پیرهن بلند آبی و چشمانی نگران...

از روی من ٬ من را بکش

اما اینبار به سلیقه ی خودت رنگم کن...

بیا...

این روزها کجایی که هر چه نامت را صدا میزنم دور تر میشوی...

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

آدما بی معرفتن...

دقت کردین...

هر چی بهشون بیشتر محبت میکنی بیشتر لگد میندازن...

حالا بشین و تماشا کن...

لگد زدن های من از همین امشب شروع میشود...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسکیزوفرنی دارم میشم به خدا...

مامان....

مامان...

مامان...