....
کمتر از چهل و هشت ساعت دیگه به کنکور سراسری نمونده...
و من خودمم نمیدونم دارم چه غلطی می کنم...
مکان : دانشگاه شهید بهشتی...پنج شنبه ساعت ۱۴:۳۰
ذهنم خالیه و فقط دارم به اعداد به ارقام فکر می کنم...
به اینکه اگه یه سئوال و بلد نبودم جواب بدم یا ندم...
به اینکه خدا وکیلی چقدر احمقم...
و به اینکه خدایا خودت ما رو دریاب این بار...
ـــــــــــــــــــــ
سرماخوردگی خفنمان روز به روز شکل جدیدی به خود می گیرد...امروز خفه شدن زیر ماسک
را با موفقیت پشت سر گذاشتیم...
تا خدا چی بخواد واسه فردا...
ــــــــــــــــــــــ
تازگی ها فکر می کنم من یه ماهی قزل آلای هفت کیلویی توی یه رودخونه
توی آمازونم...
آمازون کجا بود...؟
آمازون اصلا خرس هم داره...؟
اگه داره که من الان تو دهن یه خرس سیاه زشتم..
فعلا...
احمقید....
واقعا....؟
نه والا...
شوخی کردم...
اصولا آدمای احمق خوشگلن...
راست میگم...
شما متوجه منظور من نمیشید...
حالا زمان می بره...
برین بخوابین دیگه...
ارواح سرگردان...