شاهین نجفی / یغما ی گلروئی / گشت ارشاد....

----------------------------------

یه مجرم فراری شدم که تو زندگیش....

درگیر یه گریز بدون توقفه....

وقتی نداره جاده ی چالوس و راه قم....

من مستی م که خوش داره رانندگی کنه...

یه ماهی که توی آکواریوم زار میزنه...

تا توی اشک های خودش زندگی کنه...

باید تلو تلو بخوریم زمونه رو....

وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی...

تو مستی آدما دوباره مهربون میشن...

حتی برادرای توی ایست بازرسی...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وحشتناکه...اینکه درگیر احساسات وحشتناکی بشی...درگیر یه سری احساسات مبهم

که فکر می کنی به لحظه ی انهدام زمین تنها چند لحظه باقیه و تو هیچ کاری از دستت

بر نمیاد...

زمین میره رو هوا...با تمام آدمایی که روش زندگی می کنن...آب دریا ها میریزه توی فضا...

ماشینا...خونه ها....مدرسه ها...دادگاه ها...بیمارستانا...دانشگاها...تیمارستانا...

باور نمی کردیم زمین یه روز جاذبه ش رو از دست بده...باور نمی کردیم جاذبه میتونه

همچین چیز مهمی باشه...!!!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ