یک چیزی که معنی نمیده....
از دست دادن تو برای هفت پشت من را بس است...
آنقدر بس بوده که من شده ام یک دختر ساکت سر به زیر نسبتا رام...
حالا که همانم که تو می خواهی تو نیستی...
برایت از امشب آرزوی موفقیت و شادی می کنم...
و امیدوارم در کنار همسر آینده ی بسیار عزیزت روزهای خوبی داشته باشی...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نه...
جملات بالا کلی بی معنی بود..
دیگر چیز با معنی از من نخواهید خواند..
بد جور زده ایم توی بی معنی بودن..
آنقدر که گریه های دیشب و پریشبم بی معنی محض بود...
محض محض محض...
خوش به حال آنانی که معنای زندگی را دریافته اند...
به آن معنی می دهند..
از آن لذت میبرند...
ما یاد نگرفتیم...
بعید میدانم روزی بیایید که یاد گرفته باشیم....
از آنجا که دیگر هوس بچه دار شدن هم نداریم...
هیچ خل و چلی بعد از من نیست که کمی شبیه من باشد و
اسمش پامچال باشد...یا بامداد...
ـــــــــــــــــــــــ
امشب خیلی خوبم...
خیلی سبکم..
اگه اینجا رو می خونی..
فقط با توام...
هی عزیز قدیمی من شبت به خیر...
همین....