تق تق تلق تق تق تق...(صدای پای ۲۰۰۰ هزار مورچه)

صدای پنکه ی قدیمی پارس خزر....

که هر ۱۰ ثانیه یه بار موهاتو که زدی پشت گوشت و به زور میاره میندازه رو صورتت...

صدای هواپیمایی که معلوم نیست از کجا بلند شده بوده ولی تا ۱۰ دقیقه ی دیگه حتما میشینه...

تق تق تلق تق تق...

صدای پنکه...هواپیما...گرما...ریزش سقف...خون...

چشم که باز میکنی میبینی مسافر های هواپیما افتادن روی ۱۰ تا بچه ی کوچیک اصغر آقا...

که تمام دیشب رو زیر باد پنکه ی پارس خزرشون دراز کشیده بودن....

و میشمردن هواپیماهایی رو که به ترتیب چشمک زنان از بالای خونشون رد میشد...

حالا یکی از هواپیماها درست وسط خونشون فرود اومده....

دیگه احتیاجی به شمردن هواپیما ها نیست...

اونا الان خودشون توی یه هواپیمان به سمت مقصدی نامعلوم....

تق تق تلق تق تق...

تق تق تلق تق تق.....!