گاهي وقتا ما آدما يك كارايي ميكنيم كه ممكنه نا خواسته باشه
و از روي قصدو نيت نباشه ولي باعث رنجش اطرافيانمون بشه.
البته بعضي اوقات خود من هم از اين كاراي بد كردم.
گاهي وقتا به يك آدمي كه نقصي داره مثلا قدش بيش از حد
كوتاه يا بلنده يا مثلا معلوليتي داره چنان نگاه ميكنيم كه بنده ي
خدا در دل هزار بار به خودش لعنت ميفرسته كه چرا اومده بيرون
خوب به نظر من نگاه كردن به اين دسته آدمها اصلا خوب نيست
چرا بايد باعث بشيم كه از وضعيتي كه دارن خجالت بكشن؟!
زشته... هي... شما ...آقا ... خانم ... هي از منو شما بعيده....
گاهي وقتا ، وقتي مهمون مياد خونمون سر ميز شام يا ناهار
انقدر الكي اصرار ميكنيم تو رو خدا بكش، مرگ من بكش،
تو رو ارواح روح پدرو مادرت بكش، تور به دوازده امام بكش،
جون من بكش، تو رو به هر كي مي پرستي بكش،(منظورم غذا
بكش هستش)
خلاصه جون دايي ،خاله ، عمه ، عمو رو قسم ميخوريم
و تا مهمون بخت برگشته سرش و ميگيره پايين تا
دكمه ي شلوارش يا بند كمر بندش و باز كنه تا شايد كمي
راحت تر نفس بكشه دوباره ادسر(همون دوباره ي خودمون)
بشقابش و پر ميكنيم مهمون بيچاره هم بازي بازي شروع
به خوردن ميكنه، و ما اصلا فكر نميكنيم كه شايد اين مهمان
محترم فشار خوني، مرض قندي چيزي داشته باشه،
و شايد بهش فشار بياد و وقتي رسيد خونه يا بتركه
يا حالش بد بشه و اورژانس لازم بشه،
زشته... هي شما ...آقا ...خانم ... هي... از منو شما بعيده...
گاهي وقتا تصميم ميگيريم شيرين بشيم.
چطوري؟
البته منظورم از شيرين اينجا شيرين عسله.
مواد لازم براي تهيه ي شيرين عسل:
1)يك عدد دانشجو ي شيرين
2)جنس ، نرينه يا مادينه فرقي نميكنه
3)يك استاد
4)جنسيت استاد بسته به جنسيت دانشجو متغير وابسته است
يعني اگر جنس دانشجو مادينه بود استاد نرينه بهتر جواب
ميدهد و بالعكس
5)دانشجوياني كه به دلايل متعدد موفق به خواندن درس
نشده اند.(به مقدار كافي از هر دو جنس)
ابتدا شاگرد شيرين بلند شده و يهو در برابر چشمان
حيرت زده و نا اميد دانشجويان ديگر بلند ميگويد استاد
امروز كوييز(همون امتحان خودمون) داريم.
وبعد استاد ميگه خوب ، به به ، آفرين،باريكلا
به همچين دانشجويي يادم باشه بعد كلاس
بهت يك كارت صد آفرين بدم.
بعد بلند ميگه ورقه ها رو ميز امتحان داريم.
صداي دانشجويان معترض بلند ميشود
آقا تو رو خدا امتحان نگيرين
آقا جون مادرتون نگيرين
آقا تو رو ارواح خاك پدرتون نگيرين
آقا اصلا قرار نبود امروز امتحان بگيرين
آقا هفته ي ديگه بگيرين جون من
و هزار تا خواهش و التماس
و من واقعا نميدونم اين بي وجدان
دانشجوي شيرين عسل را ميگويم شب چگونه سر بر بالين مينهد.
زشته به خدا زشته
هي شما ...آقا... خانم... هي...از منو شما بعيده
گاهي وقتا از در تو ميريم ولي از سوراخ كليد رد نميشيم
يا گاهي وقتا از سوراخ كليد رد ميشويم ولي از در تو نميريم
اين حالت بيشتر براي دو جنس از يك نوع مي افته.چطور؟
الان عرض ميكنم .
حالتي رو در نظر بگيريد كه دو تا ماشين كه راننده ي هر دو
ماشين نرينه هستند اگر فقط آينه بغل ماشين بگيره به آينه
بغل اون يكي بيا و ببين بدترين فحش ها و ناسزا ها رو
مي تونيد تو اين صحنه ياد بگيريد بعضي اوقاتم منجر به
يك فيلم اكشن بزن بزن ميشه.
حالا اگه يك جنس مادينه با سرعت 50 كيلومتر در ساعت
بكوبه به ماشين جلوييش كه راننده ي اون ماشين نرينه باشه
و تازه سن هر دو جنس پايين تر از 30 باشه و هر دو هم
مجرد باشن ميتونيد مطمئن باشيد كه از همون جا يك راست
ميرن محضر و به عقد هم در ميان بادا بادا مبارك بادا
ايشالا مبارك بادا وتا ساليان سال هر جا كه بشينن پاشن
با آب و تاب ميگن ما تو يك تصادف با هم آشنا شديم.
حالا فكر كنيد باد يك ماشين جنس مادينه بخوره به يك
مادينه ي ديگر اتفاقي كه يك بار خودم روبه روي سينما
فرهنگ خودمون شاهدش بودم .
گيس و گيس كشي شده بود بيا و ببين همديگرو ميزدن چي
احساس كردم شاهد يك مسابقه ي كشتي كجه بانوان هستم
كه همراه با فحش هاي بالاي 30 سال بود.
آخه زشته هي...شما ...آقا..خانم..هي...از منو شما بعيده...
گاهي اوقات چنان وارد يك قالب شخصيتي ميشويم
و چنان خودمان را در بند و حصار ميكشيم كه به راحتي
قابل شناسايي نيستيم.
همش نگرانيم كه چطور ديده شويم ، لباسمون حتما
فلان مارك و بايد داشته باشه تا شخصيتمون آسيب نبينه
تيپمون هم بايد تابع مد باشه و گرنه بي شخصيت ميشيم
تا سر كوچه ميخوايم بريم نون سنگك بخريم اگه مادينه باشيم
صد قلم آرايش و بزك و دوزك بهترين مانتو و البته تنگ ترين
گيس هامون هم از جلو مدل فكولي(يا فو كولي يا همون خروسي)
صندل با پاشنه 20 سانت ، عطر به مقدار كافي بعد با هزار
ناز و ادا وارد سنگكي ميشويم و بيچاره مرد نانوا كه اگه
از بد شانسي جوون هم باشه از بي پولي زنم نتونسته باشه
بگيره از حواس پرتي يا نان سوخته دست مشتري ميدهد يا
خمير وقتي هم سرو صداي مشتري ها بلند ميشه كه اين چه نونيه
ميگه آردش دولتيه !!!!
آخه زشته از منو شما بعيده هي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي ي
گاهي وقت هوس رو با عشق اشتباه ميگيريم
به چند ديا لوگ كه بين يك نرينه و مادينه بعد از دومين قرارشون
رد و بدل شده توجه كنيد.
الياس: چطور مطوري رز گل من؟
رز: واي عاليم ،وقتي با تو باشم مگه ميشه بد باشم؟
الياس: مامانتينا رفتن دوبي؟
رز: آره، مامان و باباي تو چي؟اونا هم رفتن سوئد؟
الياس : آره ديشب رفتن
رز : چه خوب
الياس : چي رو چه خوب رز گل من؟
رز: اينكه منو تو براي 2 هفته تنهاييم
الياس: خوب تنها باشيم
رز: يعني تو اصلا خوشحال نيستي كه منو تو تنهاييم
الياس: خوب مگه تو تنهايي چي كار ميشه كرد رز گل من؟
رز : امشب ساعت 12 منتظرتم ، باي
آخه خيلي زشته از منو شما مادينه هاي محترمه
و نرينه هاي محترم بعيده.
گاهي وقتا لوس ميشيم همه چي ميخوايم.
گاهي وقتا بي جنبه ميشيم.
گاهي وقتا بي رحم ميشيم.
گاهي وقتا از حسادت باد ميكنيم.
گاهي وقتا شايعه پراكني ميكنيم.
و كلي گاهي وقتاي ديگه كه در مجال ديگري
حال در ادامه ي اين مطلب يا در جايي كه فرصت شد
برايتان مينويسم به اميد روزي كه گاهي وقتا هر چند اندك
با هم مهربون و شاد باشيم.
سهراب لب مطلب رو بيان كرده:
خواهم آمد ، سر هر ديواري ميخكي خواهم كاشت.
پاي هر پنجره اي ، شعري خواهم خواند.
هر كلاغي را ، كاجي خواهم داد.
مار را خواهم گفت:چه شكوهي دارد غوك!
آشتي خواهم داد.
آشنا خواهم كرد.
راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.